" امتحان عشق "
در جلسه امتحانِ عشق
من ماندهام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود!
...
در این سکوت بغضآلود
...
قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند!
...
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش میکشد!
...
عشق تو نوشتنی نیست..
...
در برگهام، کنار آن قطره، یک قلب میکشم!
...
وقت تمام است.
...
برگهها بالا..
+نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن 1391ساعت19:28توسط Mr.Amorist |
ارسال نظر(1)
