به همین سادگی
به همین سادگی اتفاق می افتد
می آید
و توی قــــلــــــبــــــت آرام می نشیند
و دیگر هیچکس را
نمی بینی
می آید
و توی قــــلــــــبــــــت آرام می نشیند
و دیگر هیچکس را
نمی بینی
حالا...
تـــــــــــــو
اسمش را هرچه می خواهی بگذار...
تـــــــــــــو
اسمش را هرچه می خواهی بگذار...
+نوشته شده در ساعتتوسط Mr.Amorist |
ارسال نظر(0)
بازباران
باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم می دریدم قلب خود را دور می گشتی تو از من با دو چشم خیس و گریان می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه پر بهانه زود برگردی به خانه یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد این ترانه باز باران باز می گردم به خانه
+نوشته شده در ساعتتوسط Mr.Amorist |
ارسال نظر(0)
حرف دلت رو بگو
+نوشته شده در ساعتتوسط Mr.Amorist |
ارسال نظر(0)
براے دل خـــودم مے نویسم
براے دل خـــودم مے نویسم ...
براے دلتنگــے هایــم
براے دغدغــہ هاے خـــودم
براے شانہ اے کہ تکیہ گاهــم نیستــــ !
برای دلے کہ دلتنگم نیست ...
براے دستے کہ نوازشگــ ـــر زخـم هایم نیست ...
براے خودم مے نویســـم !
براے خـ ـودم کہ اینقـــدر تنهاستـــ !.!.!.!
+نوشته شده در ساعتتوسط Mr.Amorist |
ارسال نظر(0)



