نداي عاشقي

گفته باشم...

 

گفته باشم …

من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند،

سخت است بدانم میبینی و بی خیالی…

+نوشته شده در دوشنبه 28 مهر 1393ساعت12:47توسط manoasheganehha | ارسال نظر(2)
توبه من...

توبه من هیچ دینی نداری. . .
هیچی. . .
اگه عاشقت شدم. . .
خودم خواستم. . .
اگه همه دنیامو با تو ساختم. ..
خودم خواستم. . .
اگه بعد از رفتنت همین خیالتم با دنیا عوض نمیکنم. . .
خودم خواستم. . .
ولی تو مدیونی به همه کسایی که بعد از تو از ته دل بهم گفتن:دوست دارم. . .
و من پوزخند زدم و رد شدم. . .
چون دیگه این حرفو باور نمیکنم.

+نوشته شده در دوشنبه 28 مهر 1393ساعت12:44توسط manoasheganehha | ارسال نظر(1)
هنوزهم دوستت دارم ...

 

گذشته در چشمانم مانده است

عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است

چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی

صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم

که نفهمی هنوز هم "
دوستت دارم" 

 


+نوشته شده در یکشنبه 20 مهر 1393ساعت15:34توسط manoasheganehha | ارسال نظر(0)
عشق یعنی...

 

عشق یعنی خاطرات بی غبار 

دفتری از شعرو از عطر

عشق یعنی یک تمنا یک دنیا 

زمزمه ای عاشقانه با سوزوساز

عشق یعنی چشم خیس مست او 

زیر باران دست تو در دست او

+نوشته شده در یکشنبه 20 مهر 1393ساعت15:29توسط manoasheganehha | ارسال نظر(0)
گاهی ...

 http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/mataleb1/flow.matalebeziba.ir.jpg

گاهی با یک قطره، لیوانی لبریز می شود

 

گاهی با یک کلام، قلبی آسوده و آرام می گردد

 

گاهی با یک کلمه، یک انسان نابود می شود

 

گاهی با یک بی مهری، دلی می شکند و...

 

مراقب بعضی "یک" ها باشیم که در عین ناچیزی، همه چیزند.

+نوشته شده در جمعه 04 مهر 1393ساعت13:20توسط manoasheganehha | ارسال نظر(2)
غرور...

 

آدمیزاد غرورش را خیلی دوســـت دارد...



اگــــر داشته باشد



آن را از او نگیرید...



حتی به امانت نبــــرید



ضربه ای هم نزنیدش؛



چه رسد به شکستن یا له کــــردن!



آدمی غرورش را خیلی زیاد...شـــاید بیشتر از تمام داشته هایش

 

دوست دارد



حــــالا ببین اگر خودش ؛غرورش را به خاطـــرتــــو نادیده بگیــــرد؛

 

چقـــدر دوستت دارد...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 مهر 1393ساعت14:06توسط manoasheganehha | ارسال نظر(0)
میم مثل مرد ...

 

میـــــــــــــم ... مثلِ مـــــرد 

او "مـــرد" است دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است 

صورتش ته ریشى دارد 

قلبش به وسعـــتِ دریــــا 

جـــاىِ گریـــــه کردن به بالکن میرود و تنـــهای را میبلعد... ... 

او با همــــان دستان پهن و زبرش تورا نوازش میکند 

با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسد و تو آرامــــ میشوى 

آنقــــدر اورا نامــــرد "نخوان" 

آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را "نسنج" 

فقط به او "نــــخ بده" تا زمین و زمان را برایت بدوزد 

فقــــط باهاش "روراست باش" تا دنیا را به پایت بریزد !

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 مهر 1393ساعت14:04توسط manoasheganehha | ارسال نظر(1)
LOVE...

با چشم هایت حرف دارم.میخواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم ...از بهار..از بغض های نبودنت...از نامه های چشمانم..که همیشه بی جواب ماند..باورنمیکنی؟؟

تمام این روزها با لبخندت آفتابی بود..اما دلتنگی آغوشت رهایم نمیکند..

...به راستی عشق بزرگترین آرامش جهان است..

+نوشته شده در شنبه 29 شهریور 1393ساعت20:23توسط manoasheganehha | ارسال نظر(0)
من تنها نیستم ...

من تنها نیستم.اشکهایم را دارم.اشکهایی که ازغم تو برگونه هایم جاریست!!!

من تنهانیستم لحظه هارا دارم.لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه میمیرند تا حجم فاصله هارا کم رنگ تر کنند!!!

من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمیشود...چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ پشمانت میشوم.!!

هرلحظه دوریت برایم یه دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من.چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم.....!

ولی من باز چشم به راهم ...چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من.

+نوشته شده در شنبه 29 شهریور 1393ساعت20:21توسط manoasheganehha | ارسال نظر(0)
چه فرقی میکند؟

 

تو را دوست دارم

چه فرق می کند که چرا یا از چه وقت یا چطور شد که ...

    چه فرق می کند ...؟

وقتی تو باید باور کنی و نمی کنی

    و

 

        من باید فراموش کنم که نمی کنم .

+نوشته شده در شنبه 29 شهریور 1393ساعت20:19توسط manoasheganehha | ارسال نظر(1)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران