نداي عاشقي

میم مثل مرد ...

 

میـــــــــــــم ... مثلِ مـــــرد 

او "مـــرد" است دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است 

صورتش ته ریشى دارد 

قلبش به وسعـــتِ دریــــا 

جـــاىِ گریـــــه کردن به بالکن میرود و تنـــهای را میبلعد... ... 

او با همــــان دستان پهن و زبرش تورا نوازش میکند 

با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسد و تو آرامــــ میشوى 

آنقــــدر اورا نامــــرد "نخوان" 

آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را "نسنج" 

فقط به او "نــــخ بده" تا زمین و زمان را برایت بدوزد 

فقــــط باهاش "روراست باش" تا دنیا را به پایت بریزد !


+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 مهر 1393ساعت14:04توسط manoasheganehha | ارسال نظر(1)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران