نداي عاشقي

در نگاه تو عشوه میریزند


در نگاه تو عشوه میریزند..عطر دربارهای قاجاری.....

شاه بخشیده سرزمینش را..به همین خنده های تکراری

عکست افتاده روی قلیان ها..که بسازند طاق بستان ها....

شاعرانی که در خیابان ها..شب نشین میشنوند انگاری

شعر های بلند تقدیمی..به تو که ابتدای تقویمی....

خنده ات روز جشن ملی..گریه ات هفت شب عزاداری

هر چه در من ستاره بنویسی..دوست دارم دوباره بنویسی....

حتم دار که چشم های تواند..بهترین طرح خویشتن داری

چشم هایت ترانه میخواهند..قصه ی عاشقانه میخواهند....

من به یاد تو بال میگیرم..قدمی سوی من که برداری


+نوشته شده در پنج‌شنبه 26 بهمن 1391ساعت15:04توسط Mr.Amorist | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران