دل شکسته...
گفتمش : دل می خری ؟
برسید چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای بایش روی دل جا مانده بود
+نوشته شده در پنجشنبه 03 اسفند 1391ساعت18:12توسط Mr.Amorist |
ارسال نظر(0)
