نداي عاشقي

کجا رهات کنم بری عزیزم


 

کجا رهات کنم بری عزیزم یه ذره فکر آبروی من باش

هزار تا آرزو داری میدونم بمون و تنها آرزوی من باش

*

کجا رهات کنم تو این شلوغی کی ماهی شو میندازه توی دریا

درسته تنگ زندگیم کوچیکه دوست دارم ولی به قدر دنیا

*

نمی تونم دست و پاتو ببندم غزالی و طبیعتت رمنده س

جون به جونت کنم یه روز میپری پرنده هر کارش کنی پرنده س

*

تو ماهی من چکار کنم بفهمی زیادی واسه رو زمین نجیبی

ساده میای ساده میری تو این شهر خدا کنه بو نبرن غریبی

*

دوره ی عاشقونه ها گذشته اونا که میشناختی حالا تو خاکن

یه بار نبندی دل به هر که دیدی خیال نکن تموم عشقا پاکن

*

زیادی قصه ها رو باور داری یهو برات بساطی راه نندازن

ازکجا معلوم تو زلیخا بشی نرن یهودا رو به چاه نندازن

*

خداکنه اون قسمی که خوردی جلوی دل کندنتو بگیره

یه جور نشه که با شکستن من شر قسم دامنتو بگیره

*

من دیگه حرفامو زدم پرنده همیشه پنجره م برا تو بازه

اگه یه روز اومدی من نبودم حلقه ی نقره زیر جانمازه

*

چیزی که قابلت باشه ندارم مهر تو جونمه فدات میکنم

اگه بمونی قدمت رو چشمام اگه نموندی ام دعات میکنم


+نوشته شده در سه‌شنبه 24 بهمن 1391ساعت17:31توسط Mr.Amorist | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران