Love is pure
من که میدانم..
به کودکی هم اگر بر گردم..
تو همان
شیشه ی شیر گمشده ام میشوی
خواستم چشم هایش را از پشت بگیرم….
دیدم طاقت اسم هایی که میگوید را ندارم…
اصلا به روی خودم هم نمی آورم
که نیستی
هر روز صبح
شماره ات را می گیرم
…..
چرا می گویند… ها… علامت جمع است،
در حالی که… تن را… با… ها جمع میکنی …
خودت می مانی و خودت…
فصل دو نفره ها تموم شد…
حالا نوبت ماست…
نوبت ماست که دستامونو بذاریم تو جیبمون و رو جدول خیابونا راه بریم!
+نوشته شده در سهشنبه 24 بهمن 1391ساعت17:28توسط Mr.Amorist |
ارسال نظر(0)




