نداي عاشقي

حالم بد است

حالم بد است مثل زمانی که نیستی
دردا که تو همیشه همانی که نیستی
وقتی که مانده‌ای نگرانی که مانده‌ای
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی
عاشق که می‌شوی نگران خودت نباش
عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی
باعشق هر کجا بروی حی و حاضری
دربند این خیال نمانی که نیستی
تاچند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی
من بی‌تو در غریت‌ترین شهر عالمم
بی‌من تو در کجای جهانی که نیستی ؟ 


+نوشته شده در سه‌شنبه 24 بهمن 1391ساعت17:38توسط Mr.Amorist | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران